معرفی یک هنرمند / طراح گرافیک و پوسترساز ( چاز ماویانی دیویس )

چاز ماویانی دیویس ( Chaz Maviyane-Davies )

 

 متولد هراره زیمباوه، فارغ التحصیل دانشکده ی مرکزی هنر و طراحی لندن. استاد طراحی در دانشگاه هنر ماساچوست در بوستون.

او در مجله ی طراحی UK به عنوان " چریک (پارتیزان) طراحی گرافیک" معرفی شده است.

بیش از دو دهه برنده جوایز بین المللی بوده و مباحث و تمرکز کارهای خویش را بر موضوعاتی همچون: جلب مشتری، بهداشت، تغذیه، وظیفه ی اجتماعی، محیط زیست و حقوق بشر گذاشته است.

آقای ماویانی دیویس در کشورهایی همچون انگلیس، ژاپن، مالزی، آمریکا و کشورش زیمباوه کار کرده است.

از سال 1983 تا این اواخر او استودیو طراحی مشهور خود را با نام " ماویانی پراجکت " در هراره پایه گذاری و اداره نموده است. به خاطر موقعیت سیاسی ناسازگار در سرزمین مادریش، ماویانی دیویس در سال 2001 به ایالات متحده رفت.

کارهای او در نمایشگاه ها، کتب، مجلات و روزنامه های بسیاری به چاپ رسیده و دائما در حال نمایش در گالری ها و مجموعه های دائمی می باشد. 

ترجمه: صالح زنگانه


تعدادی از پوسترهای این هنرمند:

Chaz Maviyane-Davies

Chaz Maviyane-Davies

Chaz Maviyane-Davies

Chaz Maviyane-Davies

Chaz Maviyane-Davies

شاد باشید و سربلند.

یا حق

 


/ 4 نظر / 37 بازدید
رضا (عشق من شبنم)

برو خوش باش که او بی کس تنها جان داد تو نبودی و غمت را به شب و باران داد نام تو بر لب او بود ، که تنها می رفت برو خوش باش که او بی تو از اینجا می رفت وقت رفتن نه فقط از غم تو ماتم داشت غمش این بود که از عشق تو خیلی کم داشت منتظر بود که شاید تو به یادش باشی لحظه ای هم تو مگر چشم به راهش باشی منتظر بود که شاید تو بگویی برگرد ای دریغا که نگاهت به دل او بد کرد برو خوش باش که او یاد تو را با خود برد آن تنومند درخت از غم برگی پژمرد برو خوش باش که او دیگر از اینجا پر زد با غمت بال گرفت و به رهی دیگر زد ولی آن لحظه ی آخر که خدا آنجا بود کس نپرسید چرا رفت و چرا تنها بود ؟ لحظه ای گفت بگویید که من هم رفتم عاشق و بی کس و تنها و پر از غم رفتم کس بگوید به همانی که مرا عاشق کرد او نه از بی کسی از غصه ی رفتن دق کرد او فقط عاشق پرواز و پر از رفتن بود از همان لحظه گناهش به تو دل بستن بود هم بگویید که او رفت دگر خوش باشد بی من و فکر من آسوده و سر خوش باشد او که تنهایی خود را به من ارزانی داشت هم بگویید که این قصه چه پایانی داشت آخرش بار خودش را ز جهان هم برداشت آنکه با عشق تو در عشق خدا هم سر داشت .

کوثر

سلام آقای زنگانه!!!پوستر ها فوق العاده بودن... اتفاقا این ترم با استاد پوسترمون که کار کردیم یه تجربه ی جدید داشتم...و اون هم زدن پوستر با عناصر مختلف مثل دگمه یا چنگال بود...خیلی تجربه ی خوبی بود...این پوستر چوب کبریت رو که دیدم یاد پوسترای خودمون افتادم...خوشحال می شم به وبلاگ منم سری بزنید...خیلی دوست دارم با یه گرافیست در ارتباط باشم!!اگه براتون مزاحمتی ایجاد نشه دلم می خواست کارامو بفرستم در موردشون نظر بدید البته اگه اجازه بدید!!منتظر صدور فرمان هستیم...

کوروش

بسیار جالب بود...http://medad-e-sepid.persianblog.ir/

مرگ پاییزی

سلااااااااااااااااااااااام من مرگ ژاییزی هستم خواستم بگم وبلاگتون خیلی جالب من ترم 2 کاردانی گرافیک هستم یه جورایی اول راه... میخاستم بگم اگر جایی احتیاج به کمک داشتم میتونم روی شما حساب کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!