سخنی از بزرگان هنر (33)

وقتی نمی دانید چطور، نقاشی آسان است اما وقتی میدانید بسیار مشکل است.

ادگار دگا       

ترجمه: صالح زنگانه              

یا حق

/ 6 نظر / 10 بازدید
سمیه

دیگه به ما سر نمی زنید منتظرتونم[گل]

صادق

سلام وب جالبی دارید اگه مایل به تبادل لینک هستید خبرم کنید یا علی

ابوذر اکبری

بی ترانه تر گذشت روزهای داغ تیر تیز و تند و بی سوال در ورای نقطه گیر بی ترانه تر گذشت گر چه ما به هم شدیم گر چه من شروع شدم ما دو تن به یک خودیم ما سرودِ فصل تاب دورها همه سراب یک شروعِ بی جواب ثانیه دل و شتاب تا تو را دوباره چید با تولد و امید یک دلِ پر از خیال با علاقه ای شدید من ز خود به در شدم با تو تا سحر شدم یک نگاه تازه نیست من کنون خودِ خودم [دست][گل][بغل]

سعیده

[لبخند]سلام دوست هنرمندم! نمیخوایید به من سر بزنید؟![لبخند]

مهمگین

میدونی؟ از بزرگان باید یاد گرفت و به کار بست. نه اینکه طوطی وار حرفاشون رو تکرار کنی. کلمه قصار گفتن به نظرم مزخرف ترین کاریه وجود داره. چون هیچ چیز جدیدی بهت نمیده. عزیزم، یه کمی فکر کن. یه کم تز خودت بگو.

آذین رخت شه

وبلاگ خوب ،جالب و ارزشمندی دارید. موفق و پاینده باشید.