سخنی از بزرگان هنر (26)

آرزو ندارم در هیچ نقطه ای با هیچ مرد یا تفکر مردانه ای در ستیز باشم. هیچ گاه به ذهنم خطور نمی کند. هنر به نوعی لا ادری می باشد. رقابت با مردان نیست بلکه نوعی همکاری تکمیلی ست.

باربارا هپوورث              

ترجمه: صالح زنگانه              

یا حق

/ 3 نظر / 11 بازدید
ابوذر اکبری

دم غروب آسفالتِ خیس قدم زدن کوچه ی لیز کیپه آسمون ابر سیاه بارونِ ریز بچه کجا ؟ خنک تازه چه حالیه آب نپاشه موتوریه دم غروب ستاره نیس پشه ها حمله نیشای تیز دم کرده هوا خونه با صفا پنکه میگه مُردم به خدا شرجی رو نگو عرق دم به دم تابستون میاد پنکه فداتم ٢ صلاتِ ظهر گنجشکه جیک دمِ ساحل گرما و ریگ صدای توپ چِته بچه نکوب دیوار میگه به تو چه ! [دست][گل][بغل]

ابوذر اکبری

سلام واقعا جملات فوق العاده ایه ممنون از این همه نکته سنجی و ذوق زیبا ...... خیلی استفاده بردم [دست][دست][دست][گل][گل][گل][بغل]

محمد

سلام . وبلاگ فوق العاده زیبایی داری. یه سری هم به ما بزن: کتاب خواستی دانلود کنی بیا به آدرس زیر: www.persiansignal.com قالب اگه خواستی بیا به این یکی آدرسه زیر: www.persianstyle.persianblog.ir ممنونم نظرتو راجع به هردوتاش بگی.[لبخند]