درباره خودم!
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: هنر ، گرافیک ، پوستر ، مقاله

متن جالبی بین من و یک دانشجوی گرافیک از تبریز رد و بدل شد که فکر کردم برای بقیه ی دوستان هم جالب باشه لذا در قالب متن "درباره خودم" منتشر می کنم:


در طول دو سه سال گذشته دانشجویان زیادی از نقاط مختلف به طرق مختلف به بهانه ی نقد پوسترهای من در کلاس هاشون با من تماس گرفتند و در مورد کارهام ازم سوال کردند اما به قول استاد عابدینی: در ایران کسی من رو نقد نکرد! یا سوت و کف بود یا فحش و ناسزا... : )

نکته ی اول:
توی متنتون نوشته بودید که با توجه به شناخت شما من بیشتر برای جشنواره ها کار کردم و می کنم به جای اینکه به دنبال هویت بگردم!!!

پس این نشون میده که شما شناخت کافی از من و فعالیت های من در سال های گذشته ندارید! تقریبا حدود دوازده سالی هست که وارد عرصه گرافیک شدم و غیر از تحصیلات آکادمیک که تا حالا تا کارشناس ارشد اون رو ادامه دادم از همون دوازده سال پیش من کارم رو با فعالیت توی بازار و کار در یک انتشارات در قم شروع کردم و تا حدود سه ماه پیش هم من حد اقل در سه شهر ایران یعنی قم، تهران و گرگان سابقه کار در شرکت های تبلیغاتی رو دارم... هر نوع فعالیت گرافیکی و هنری رو که به ذهنم میرسیده و دوست داشتم، تجربه کردم! از طراحی هویت بصری و کمپین کامل تبلیغاتی برای شرکت ها، تا لوگوتایپ، بسته بندی، بروشور، کاتالوگ، وبسایت، موشن گرافیک و شاخه های مرتبط مثل انیمیشن و کلیپ تبلیغاتی برای شرکت های تجاری و ... به غیر از این ها، یک کتاب نوشتم، مقاله های زیادی برای کتاب ها، سایت های خبری و این اواخر برای انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران که سه چهار سال هست که عضوش هستم ترجمه کردم، در دانشگاه ها تدریس می کنم، عکاسی و طراحی دکور تاتر کردم و حتی شاخه های هنری غیر مرتبط رو هم گهگاهی تجربه کردم و می کنم، مثل موسیقی و حتی خوانندگی... : )
اما متاسفانه و یا خوشبختانه با توجه به علاقه شخصی خودم به پوستر و لوگوتایپ آن چیزی که از من در فضای مجازی منتشر شده بیشتر این موارد بوده و علی الخصوص طراحی پوستر که در نکته ی بعدی به طور مفصل به این بخش می پردازم. 
پس با این تفاسیر فکر می کنم که واقعا بی انصافی باشه که به من لقب طراح گرافیک جشنواره ای داده بشه!!! فکر می کنم از همه ی این فعالیت ها بشه نتیجه گرفت که من تا اینجا در این سی سال زندگی خودم به دنبال به دست آوردن تجربه در حیطه های مختلف علمی، فرهنگی، هنری ازجمله طراحی گرافیک بودم!

نکته ی دوم:
اینکه چرا بیشتر برای جشنواره های خارجی کار می کنم!

در طول یکی دو سال اخیر از کشورهای مختلف دنیا از من درخواست کردند که باهاشون در زمینه ی برگزاری جشنواره ها به طرق مختلفی همکاری کنم: برای سومین سال پیاپی، امسال انجمن طراحان گرافیک مرکزی آلمان و پایگاه بین المللی پوسترهای اجتماعی آلمان از من دعوت کردند که برای نمایشگاهشون در سال 2014 پوستر طراحی کنم، در سال گذشته میلادی جشنواره ی هنر روی بیلبورد لهستان از من دعوت کرد که یکی از پوسترهام رو در قالب یک بیلبورد برای اونا ارسال کنم و این کارم رو به صورت یک بیلبورد خیابانی به مدت دو هفته در خیابان های شهر تورن لهستان به نمایش گذاشتند، از دانشگاه ارزروم ترکیه از من دعوت کردند تا در جشنواره ی بین المللی پوستری که میخواستند در شهر ارزوروم ترکیه با عنوان نوآوری در آموزش و پرورش برگزار کنند به عنوان یکی از اعضای هیئت داوران باهاشون همکاری کنم و سال قبلش هم از من دعوت کرده بودند که در نمایشگاه پوستر دعوتی اون ها شرکت کنم، از دانشگاه سن ایگناسیو شهر لیمای پرو از من دعوت شد تا به عنوان داور جشنواره ی بین المللی پوسترشون باعنوان "بدون دیوار" باهاشون همکاری کنم و توی کتاب نفیس جشنوارشون هم از من تقدیر ویژه کردند! و خیلی از موارد دیگه...
اما و اما در کشور خودم! با وجود تلاش فراوان و برای بار دوم حتی یکی از پوسترهام هم به نمایشگاه سالیانه سرو نقره ای راه پیدا نکرده!!! حتی در دوره گذشته پوستری که سایت ایکوگرادا اون رو به نمایش گذاشت رو هیئت محترم انتخاب آثار سرو نقره ای رد کردند و شایسته نمایش در نمایشگاهشون ندونست! از نظر من سرو نقره ای معتبرترین سالانه و یا در حال حاضر دوسالانه گرافیکی ایران هست، اما متاسفانه علی رغم کارهای فراوان در حیطه های مختلف گرافیکی هیچکدوم از کارها من امسال هم برای سرو نقره ای انتخاب نشد! برخورد بقیه ی جشنواره ها که خوشبختانه دیگه اون ها رو از امسال به بعد کنسل کردم با من نیز بماند که جای خود دارد...
حالا واقعا چه انتظاری میشه از من داشت وقتی از کشورهای مختلف و معتبر اروپایی و آمریکایی مثل آلمان، لهستان، مکزیک، ترکیه از من دعوت میکنند تا باهاشون همکاری کنم اما توی کشور خودم هیچ جایگاهی برای کار من قائل نیستند و من رو توی بازی های گروهی خودشون راه نمیدند! شاید یکی از علت ها این باشه که من در شهرستان و خارج از تهران زندگی می کنم و عضو و زیر مجموعه ی هیچ یک از باندهای معروف گرافیکی نیستم! البته به این قضیه افتخار می کنم و تاییدیه روند رو به رشد خودم رو از مردم و دوستان، همکاران و استاتیدی میگیرم که همواره از سراسر ایران و بلکه جهان من رو مورد حمایت های بی دریغ خودشون قرار داده اند و همواره من رو خجالت زده خودشون کرده اند... 

نکته ی سوم:
اینکه چرا اکثر پوسترهای من چاپ نمی شوند و فقط در نمایشگاه ها به نمایش در می آیند!

بله، درسته، نه همه ی پوسترهای من، بلکه بیشتر پوسترهایی که طراحی کردم و در نمایشگاه ها بین المللی داخلی و خارجی به نمایش در اومدند تک نسخه ای هستند، به یک علت اصلی! علاقه مندی اصلی من به پوسترهای اجتماعی هست Social Posters، پوسترهایی که بیشتر در اون نظر شخصی طراح مطرح هست و دید اون به وقایع اجتماعی اطراف خودش و یا راه حلی که طراح برای برون رفت از این قضیه به مخاطب خودش پیشنهاد میده یا لا اقل اخطاری که اون در قالب یک پوستر به جامعه ی خودش میده! بله درسته یک پوستر باید بصورت انبوه چاپ و تکثیر بشه و بیاد در جامعه و روی افکار جامعه تاثیر بذاره، اما چه کسی گفته که این جامعه فقط در دنیای واقعی خلاصه میشه! پس سهم تکنولوژهای جدید و جوامع مجازی در این وسط کجاست!؟ اگر جوامع مجازی از لحاظ تبلیغاتی ارزشی نداشتند که دولت های مختلف دنیا اینقدر روی این قضیه مانور نمی دادند! اینکه فیسبوک در خیلی از کشورها کنترل یا مثل کشور ما فیلتر میشه نشان از قدرت جوامع مجازی نیست!؟ من فکر می کنم که باید کمی در تعاریف گذشته ی خودمون از کلمه ی تکثیر بازنگری کنیم! یک زمانی تکثیر انبوه فقط از طریق چاپ افست یا سیلک بود اما الان با پا گرفتن و همه گیر شدن رسانه های دیجیتال و اینتراکتیو معنی تکثیر تغییر کرده! شما در نهایت میتونید یک پوستر رو در بهترین حالت دو یا سه هزار نسخه چاپ کنید و در شهر پخش کنید! اما تصور کنید که یکی از پوسترهای اجتماعی طراحان بزرگ دنیای در فضای اجتماعی مثل فیسبوک فقط به تنهایی هزاران لایک میخوره و دیده میشه و روش نقد میشه و کامنت گذاشته میشه و مجددا به اشتراک گذاشته میشه یا به اصطلاح "شر" میشه و دوباره اون شر رو افراد دیگه ای شر می کنند و به اشتراک میذارن! خوب به نظر شما این تکثیر نیست!؟
اما این به این معنا نیست که هرکسی یه پوستر رو توی وبلاگ یا پروفایل فیسبوک خودش بذاره و اسم اون رو تکثیر بذاره... قاعدتا در دنیای مجازی هم مثل دنیای واقعی منابع معتبری وجود دارند که بشه از طریق اون ها این تکثیر انجام داد... وبسایت های معروفی که روزانه هزاران بازدید کننده از کشورهای مختلف دنیا دارند، مثل Icograda, AIGA, AGI و خیلی از انجمن ها و مراکز هنری دیگه. واقعا معتقدم که اگه میخواهیم با تکنولوژی و علم روز دنیا پیش بریم باید تعاریف کهنه و قدیمی خودمون رو به روز و بازنگری کنیم!
سوای اینکه همه ی پوسترهای من برای نمایگشاه های واقعی طراحی شدند و بعضی از اونا در چندین کشور دنیا به نمایش در اومدن! یعنی یه پوستر من که در 5 کشور مختلف دنیا به نمایش در اومده در کمترین حالت در هر نمایشگاه بین المللی حد اقل دو هزار بازدید کننده داشته و در مجموع ده هزار نفر انسان مختلف از سراسر دنیا این پوستر رو دیدند و با اون ارتباط برقرار کردند! حالا با این تفاسیر چه فرقی داره که این پوستر در تعداد 1000 نسخه چاپ افست بشه و نهایتا دو هزار نفر نسخه چاپی این اثر رو تنها توی یک شهر ببینند... این گفته من نیست و اگر کمی دقت کنیم می بینیم که در حال حاضر هم بسیاری از جشنواره های معتبر دنیا هم برای بخش پوسترهای اجتماعی و سیاسی محدودیت تکثیر و چاپ شدن آثار رو بر میدارند و برای این بخش استثنا قائل میشند. به علاوه اینکه بیشتر پوسترهای اجتماعی طراحان بزرگ دنیاهم چاپ انبوه نمیشه و فقط در محیط های نمایشگاهی به نمایش در میاد، چون در حقیقت خواستگاه تجاری نداره و نظر شخصی طراح هست و کسی هم روی این قضیه سرمایه گذاری نمیکنه، مگر در موارد خیلی خاص و افراد خاص، اما در مجموع این امر صورت نمی گیره...

نکته چهارم:
اینکه چرا کارهای من تحت یک سبک خاص و مشخصی نیست و رنگ و بوی متفاوتی داره! و در برخی موارد رنگ و بوی ایرانی نداره!

بله، همون طور که توی بخش اول توضیح دادم شاید این مسئله بر میگرده به شخصیت و ذات من، شخصیت من همیشه یک شخصیت جست و جو گر بوده، هست و امیدوارم که در آینده هم اینطوری باشه! یعنی دوست ندارم در اوج جوانی، خودم رو محدود کنم و علاقه مندم که تجربیات مختلفی از سبک ها و آثار هنری داشته باشم... این تلاش ها در حیطه های مختلف امکانات و تجربیات خوبی رو تا حالا در اختیار من گذاشته که بتونم در زمینه های مختلف از جمله طراحی پوستر از اون ها استفاده کنم و از طرفی هم همیشه گفتم که این نگرش من باعث میشه از فسیل شدنم مثل خیلی از طراحان دیگه جلوگیری کنه... 
با این حال من منکر داشتن یک سبک شخصی نیستم و به تمام اساتیدی که با این نگرش مشغول به فعالیت هستند احترام میذارم و شاید هم در آینده چنین روندی پیدا کنم، همونطور که در چند کار اخیرم سعی کردم این کار رو محتاطانه انجام بدم! اما هیچوقت از من انتظار نداشته باشید که تا آخر عمر همین نگرش و سبک رو ادامه بدم، چرا که انسان دائما در حال تغییر هست و اگر اینطور نباشه در حال پیشرفت نیست! 
و در مورد ایرانی بودن کارهام هم باید بگم که اصلا به این مسئله اعتقاد ندارم که به زور بخوام بگم که ایرانی هستم! یعنی مثل خیلی از طراحان یه سری نقوش اسلیمی و ختایی و گل و مرغ و غیره رو به طور خیلی مصنوعی توی کارهام به زور جا بدم و بگم من الان یک طراح پوستر کاملا ایرانی هستم! به قول استاد عابدینی همین که من در ایران زندگی میکنم و اینجا بزرگ شدم با آداب و رسوم همین کشور، همین کافیه که ثابت بشه من یه ایرانی هستم! حالا به نظر من اگه بشه این اتفاق به طور طبیعی توی کار یه طراح رخ بده، یعنی این کار بصورت مطالعه شده و کاملا علمی و منطقی انجام بشه و یا بر آمده از ذات، احساسات و ناخودآگاه یک طراح ایرانی باشه و با اصول طراحی پوستر و دنیای مدرن هم مطابقت داشته باشه خیلی خوبه و از نظر من قابل تحسین! منظورم از مطابقت با دنیای مدرن اینکه که اون نقش، بافت و طرح به اصطلاح ایرانی در دنیای امروزین ما کاربرد داشته باشه و طرحی نباشه که مثلا پانصد سال پیش در ایران استفاده میشده و حالا مردم زمان ما هیچ ارتباطی باهاش برقرار نمیکنند! مشخصا ایدئولوژی طراحی که اون طرح رو در اون زمان و مطابق با افکار مردمان همون زمان کشیده باید با ایدئولوژی طراحان زمان ما و مردمان زمان ما کاملا متفاوت باشه... 
در هر صورت این مسئله یکی از دغدغه های اصلی من در طراحی گرافیک بوده و هست و امیدوارم یه روزی بتونم به راه حل مناسبی در این قضیه دست پیدا کنم...

 

با سپاس و احترام
صالح زنگانه
17 دیماه 1392


 
 
 
 

explorer blog

explorer blog