سخنی از بزرگان ( ویژه سال نو )
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی: هنر

   با گناهانت در جنگ و با همسایگانت در صلح باش و در هر سال جدید، اجازه بده تا تو را فرد جدیدی بیابند.

بنیامین فرانکلین

این هم آخرین مطلب من در سال 1387 . امیدوارم که بتونم در سال بعد هم در خدمت هموطنان عزیز هنرمند و هنر دوستم باشم. شاد باشید و پیروز

یا حق

 

 

 


سخنی از بزرگان هنر (43)
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸  کلمات کلیدی: هنر ، نقاشی ، اکسپرسیونیسم ، ادوارد مونش

   از آن زمان که یادم می آید، احساس عظیمی از اضطراب و تشویش مرا رنج می دهد که سعی کرده ام آن را با هنرم بیان کنم.

**********

   با نقاشی تصویر به تصویر، من از احساساتی که چشمم در لحظات والا دریافت می کند پیروی می کنم. من فقط خاطرات را نقاشی می کنم و چیز یا جزء دیگری را که ندیده باشم به آن اضافه نمی کنم. از اینروست سادگی و خالی بودن نقاشی هایم.

ادوارد مونش

ترجمه: صالح زنگانه              

یا حق


سخنی از بزرگان هنر (42)
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۱  کلمات کلیدی: هنر ، مینیمال آرت ، مجسمه سازی ، دونالد جاد

   خوب، من علاقه ای به نوع بیان تصویری شما، وقتی با ضربات قلم مو نقاشی می کشید ندارم. این نوع بیان خوب است اما قبلا انجام شده. من می خواهم کاری جدید انجام دهم.

*****************

   بیشتر توجه من به این است که اشیاء چگونه ساخته می شوند و تمام فعالیتها، برای ساختن یک شیئ جالب توجه و جذابند.

*****************

در هر هنری، چیزهای تکنیکی زیادی وجود دارد که شما می توانید به آنها متمایل شوید.

دونالد جاد

ترجمه: صالح زنگانه              

یا حق

 

 

 


معرفی یک هنرمند ( یوسف کارش )
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: هنر ، یوسف کارش ، عکاسی ، پرتره

یوسف کارش

 یوسف کارش( نام آمریکایی آن هاوسپ بود ) در ماردین، شهری در شرق ترکیه به دنیا آمد. او در زمان اوج نژادپرستی و نژاد ستیزی در آمریکا به رشد و تکامل رسید. جایی که نوشت: " من قتل عام خویشاوندانم را دیدم، درحالی که ما از روستایی به روستایی رانده می شدیم خواهرم از قحطی و گرسنگی مرد." در سن ١۴ سالگی همراه خانواده اش  برای فرار از ازیت و آزارها، به سوریه گریخت. ٢ سال بعد پدر و مادرش او را نزد دایی خویش  جورج ناکاش عکاس، که در شهر شربوک/کوبک/کانادا زندگی می کرد فرستادند.

 بطور خلاصه او در مدرسه ای در آنجا به تحصیل پرداخت و به استودیوی عمویش پیوست. ناکاش قدرت و پتانسیل عظیمی در خواهر زاده اش دید و در سال ١٩٢٨ ترتیبی داد تا کارش برای کارآموزی نزد عکاس پرتره جان کارو در بوستون ایالات متحده برود. برادرش مالک کارش نیز به خاطر تصاویری که از کنده های روان در رودخانه ای در کانادا گرفته بود مشهور بود. 4 سال بعد کارش مشتاقانه به کانادا بازگشت. او استودیویی را در هتل چاتو لوریر / اوتاوا / اونتاریو در نزدیکی مقر حکومتی کانادا بنیان گذاشت. نخست وزیر وقت کانادا مکنزی کینگ کارش را کشف و ترتیب ملاقات او با اشخاص برجسته، برای تهیه پرتره از آنان را داد. پرتره های کارش توجه بسیاری از چهره های مشهور را به خود جلب کرد ولی جایگاه او در تاریخ در 30 دسامبر 1941 تثبیت شد، درست هنگامی که او عکس معروفش از وینستون چرچیل را بعد از سخنرانی او در مجلس عوام کانادا در اوتاوا، انداخت. این تصویر چرچیل برای کارش شهرت جهانی به همراه داشت و به عنوان مهمترین پرتره عکاسی در طول تاریخ که بیشترین تکثیر را داشته، شناخته می شود. و در همین زمان او به عنوان یکی از متصدیان Order of Canada ( بالاترین نشان شخصی و غیر نظامی کانادا ) انتخاب شد و در سال 1990  به درجه والاتر مشارکان این نشان ترفیع یافت.

از یکصد چهره برجسته قرن که در هوز هو بین الملل سال ٢٠٠٠  International Who’s Who [2000] نام برده شده است، کارش به عنوان 51 مین چهره عکاسی شد. همچنین او تنها کانادایی این لیست بود. در اواخر دهه ی 90 او به طرف بوستون حرکت کرد و در 13 جولای  2002 ( در حالی که 93 سال داشت ) در بیمارستان زنان بوستون بر اثر عوارض بعد از جراحی درگذشت. او در آرامگاه نوتر دام/ اوتاوا به خاک سپرده شد.

ترجمه: صالح زنگانه

برخی از پرتره های این هنرمند:

وینستون چرچیل 1941

هومفری بوگارت 1946

فیدل کاسترو 1971

پابلو پیکاسو 1954

آلبرت انیشتین 1948

شاد باشید و سربلند.

یا حق


سخنی از بزرگان هنر (41)
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳  کلمات کلیدی: هنر ، رنه مگریت ، نقاشی ، سورئالیسم

   نقاشی های من تصاویر آشکاری هستند که چیزی را پنهان نمی کنند ... آنها راز را احضار می کنند و به راستی اگر هنگامی فردی یکی از تصاویر من را ببیند و فرد دیگری از او این سوال ساده را بپرسد که " آن تصویر چه معنایی داشت؟ " خواهد گفت که هیچ معنایی ندارد، بخاطر اینکه راز هیچ معنایی ندارد و غیر قابل فهم است.

رنه مگریت

ترجمه: صالح زنگانه              

یا حق


 
 
 
 

explorer blog

explorer blog